مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
1211
طب اكبرى ( فارسى )
[ 1601 ] فصل [ پنجم ] : در تشقق الاظفار « 1 » يعنى شكافتن ناخنان . و شقاق كه در طول ناخن افتد از طرف سر او و شظايا نيز درو ظاهر شود ، آن را اسنان الفار گويند . و سبب شقاق ، غلبهء يبوست است و اجتماع سودا در بدن . علاج : در ترطيب بدن كوشند و به ماء الجبن و امثال آن تنقيهء سودا نمايند و چربى مرغ و بط و لعاب تخم كتان و حلبه ضماد سازند با سركه و سريش و نمك . و دردى سركه با عنصل و روغن كنجد يا مصطكى و نمك كوفته طلا نمايند . و حرف و نمك نرم كوفته به سركه ماليدن و دايم به سركه شوئيدن سود دارد . [ 1602 ] فصل [ ششم ] : در تقلع الاظفار يعنى بركنده شدن ناخن . و اين را دو سبب است : يكى ، استرخا كه در سرهاى انگشتان افتد از فرط رطوبت و بدان سبب ناخن از بيخ جدا گردد . و علامت او ، نابودن درد است . علاج : تنقيه بدن كنند از بلغم و هرچه مزيل استرخا بود به كار برند . دوم ، حدّت خون اين محل كه فاسد سازد اصول و منابت اظفار را چنانچه در داخس پديد آيد . و علامت او الم و قلق است . علاج : فصد صافن كنند و بر ساق حجامت نمايند اگر مرض در ناخن دست بود و رگ باسليق زنند اگر در ناخن پاى . و در جمله ، به تسكين حدّت خون كوشند به شربت عنّاب و امثال آن .
--> ( 1 ) . معالجات واعظى : Onychathrophia .